نتایج جستجو برای عبارت :

کدپیشوازایرانسل امین بانی هوای شهردلگیره

 فال گلناز
دخترک کنار ورودی مترو نشسته بود و چسب زخم و فال حافظ می‌فروخت. سعی می کرد خود را در سایه علامت متروی دروازه دولت جای دهد. نزدیکش شدم. هر روز او را می دیدم که همینجا نشسته بود. باهم رفیق شده بودیم. گاهی از خستگی زیاد سرش را به دیوار تکیه می داد و چشمانش را می بست. به خاطر نزدیک بودن به مهر ماه برایم سوال شد که مدرسه‌اش چه می‌شود؟! باید از زمان کاریش سر در می آوردم. به هر روز دیدنش و لبخندهایی که بینمان رد و بدل می شد عادت کرده بود

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
معرفی کالا فروشگاهی دانلود آهنگ های جدید اینجا همه چی هست فروشگاه اینترنتی کتاب عباسی Jordynktm diary مدرسه آنلاین اینجا همه چی هست خدمات طراحی بهینه سازه تبلیغات آموزش ابتدایی